اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1824
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
و سالى ناگذشته ، عزيزى ديگر ، دوست و همگام شايسته و بزرگوار او ، نور الدين موسوى آزاد به بامداد 21 مهر 63 از پس درد و رنجى جانكاه ، جهان را از خود خالى گذاشت ! ديرى نگذشته ، درد بر درد نشست و دوستى عزيز و انسانى شايسته ، مهندس منوچهر سيامك در 9 آبان 63 به بخشايش ايزدى پيوست ! از پس آن ، به سوك استاد فرزانهء عالىمقدار سيد محمد تقى مدرس رضوى نشستم - 25 آبان 65 - كه از سالهاى دانشجويى دست از دامنش نكشيده بودم و آموختههاى عزيز و گرانقدر از او يافته بودم ؛ و بازپسين كرامت آن بزرگمرد به من كمترين ، دستنوشتههاى جامع التواريخ رشيدى بود كه به روزگار دانشجويى به خواست و راهنماييش استنساخ كرده بودم ؛ چون ديده بود توان كار كردنش از دست رفته ، به من سفارش فرمود كه در كار آرايش و ويرايش آن اهتمام ورزم . اميد كه از عمر و روزگار آن اندازه بهره يابم كه آن اثر را به يادگار آن مظهر فضل و فضيلت منتشر سازم . سپس سير اين كاروان را كه سر بازايستادنش نيست ، نوبت بر دوستى جوان و پاكدل و بزرگوار آمد ، آقاى حسينزاده به روز آدينه 3 بهمن 65 ، در تلاشى پيگير براى اعتلاى ورزش استان زادگاه ، جان به جانان سپرد ! روان اين عزيزان تا جاودان شاد ، و يادشان گرامى باد ! در آخرين مراحل چاپ كتاب ، پدر پرهيزگار عزيزم الحاج على روشن رخت به مينو كشيد - 23 آبان 1366 - خاك بر او خوش باد . و اينك من ماندهام با كولهبارى از درد و سوك و اندوه ! و به راستى نمىدانم : من ماندهام اينجا به چه كارى ، به چه كارى ؟ ! محمد روشن - آبان 1366